اطفال و حیات خانواده

امر بهائی چنین تعلیم می دهد كه اگر زن و شوهر در ازدواجی روحانی و جسمانی كاملاً متّحد باشند، نتایج عظیمی از آن ازدواج می تواند حاصل گردد. مهم ترین نتیجه ای كه به دست می آید پرورش فرزندان است:
" به این ترتیب زن و شوهر مانند یك شخصِ واحد با یكدیگر پیوند محبّت می بندند، اتّحاد و اتّفاق می یابند. در اثر محبّت، رفاقت و اتّحاد متقابل نتایج عظیمه روحانی و جسمانی در این جهان حاصل می شود. نتیجه روحانی ظهور بركات الهی و فیوضات سمای است. نتیجه مادّی فرزندانی هستند كه در مهد محبّت اللّه متولّد می شوند... این اطفال همان نفوسی هستند كه حضرت مسیح فرمود، "واقعاً اینها اطفال ملكوت هستند."
اوّلین كسی كه تماس مداوم با طفل دارد معمولاً مادر است. در عین حال كه ضوابط و معیارهای معینی، مانند این نكته كه مادران "اوّل مربّی اطفال" و پدران دارای مسئولیت "تأمین نیازها و حمایت از خانواده" هستند، در امر بهائی مورد تأیید قرار گرفته، در نظر نیست كه این موارد بدون انعطاف عملی گردد. ممكن است در خانواده ای مادر خانواده به كسب درآمد بپردازد و پدر به نگهداری از اطفال مشغول شود. به هر حال، مسئولیت تربیت اطفال با هر دو نفر است. تعیین بهترین راه ایفای مسئولیت به عهده زن و شوهر است. جدّی بودن این مسئولیت می تواند به این معنی باشد كه سایر فعالیت ها را باید برای ایفای بهتر این وظیفه فدا كرد.
تعالیم بهائی بیان می كنند كه مهم ترین وظیفه برای والدین به وجود آوردن فضایی از محبّت و وحدت در خانه است. در این فضا است كه هر فردی، چه والدین چه اطفال، بهتر می توانند در پرورش و ترقّی خود توفیق یابند:
" ملاحظه نمائید چون اتّحاد و اتّفاق در میان خاندانی واقع شود چه قدر امور سهل و آسان گردد و چه قدر ترقّی و علویت حاصل شود، امور منتظم گردد و راحت و آسایش میسّر شود، خاندان محفوظ ماند، مقام محفوظ شود، سبب غبطه عموم گردد و روز بروز بر علویت و عزّت ابدیه بیفزاید. "
ا ین نكته نیز حائز كمال اهمیت است كه خودِ والدین نمونه و سرمشقی برای رفتار، اخلاقیات و ارزشهایی شوند كه به اطفال خود می آموزند، زیرا اطفال با توجّه به سرمشق و الگو به مراتب بیشتر از حرف و سخن یاد می گیرند. اگر والدین بخواهند فرزندانشان راستگو باشند، در این صورت خود آنها باید صادق باشند؛ اگر میل دارند فرزندانشان نژادپرست نباشند ، در این صورت خودشان نباید كوچكترین اثری از نژادپرستی در وجودشان باشد؛ اگر آرزو دارند فرزندانشان برابری زن و مرد را باور داشته باشند در این صورت پدر و مادر باید در رفتار با یكدیگر این مساوات را نشان دهند.
ساختار و تركیب دقیق گروه خانوادگی در آثار بهائی تعیین و تجویز نشده است. در این صورت می تواند یك "خانواده هسته ای" باشد یا شامل اعضاء "خانواده گسترده" گردد. در تعالیم بهائی بر جریانات و روابط داخل واحد خانواده تأكید شده است.
روابط داخل خانواده باید آنچه را كه معیار ارتباط در جامعه بهائی تلقّی می شود، منعكس كند، یعنی حاكی از آن باشد كه، "سلطه استبدادی نیست بلكه كروح متواضع رفاقت و برادری است، جبر و عُنف نیست بلكه شوری است از روی محبّت و توأم با صراحت." به نقش مشورت اهمّیت زیادی داده شده است، چه برای حلّ مسائل و اختلافاتی باشد كه بین زن و شوهر ممكن است ایجاد شود یا بین والدین و فرزندان، و همچنین به عنوان تعلیم و تربیت اجتماعی فرزندان نیز واجد اهمّیت است.
به هر شخصی در خانواده باید به عنوان یك فرد احترام گذاشت و محبّت و فضای رشد و توسعه را برای او فراهم نمود:
" تمامیت و جامعیت روابط عائله بایستی پیوسته مورد توجّه دقیق قرار گیرد و حقوق و شئون اعضاء كلّ محترم و محفوظ باقی مانّد. حقوق فرزند، حقوق پدر و مادر، هیچیك از آنها نباید پایمال شود و معرض تخطّی و تجاوز واقع گردد و در عین حال هیچیك نباید جنبه انفرادی و مطلق اختیار نماید. همانطور كه فرزند نسبت به پدر خویش دارای پاره ای تعهّدات است، پدر نیز بهمان قرار صاحب وظائفی است كه باید در حقّ فرزند مُجری دارد. مادر، خواهر و دیگر اعضاء عائله نیز هر یك دارای حدود و مقامات مخصوصه اند. جمیع این حدود و مشخّصات بایستی مورد احترام واقع گردد و در عین حال وحدت و یگانگی خانواده محفوظ و لَن یتغیر باقی مانَد. ناراحتی هر یك باید ناراحتی عموم تصوّر شود و راحت و آسایش هر عضو راحت و آسایش اعضاء دیگر و بالاخره اعتلاء و افتخار هر فرد اعتلاء و افتخار سایر افراد تلقّی گردد. "
به همین ترتیب، خشونت، بدگویی و تحقیر نسبت به شوهر، زن یا اطفال نمی تواند به عنوان بخشی از حیات خانواده قابل قبول باشد. حضرت عبدالبهاء تنبیه بدنی اطفال را منع می فرمایند.
اطفال نیز به نوبه خود هدایت می شوند كه به والدین خود احترام بگذارند و مطیعِ آنها باشند، همچنین برای آنچه كه جهت آنها انجام شده سپاس و تقدیر خود را نشان دهند:
"همچنین پدر و مادر نهایت تعب و مشقّت بجهت اولاد كشند و اكثر چون بسنّ رشد رسند پدر و مادر بجهان دیگر شتابند. نادراً واقع كه پدر و مادر در مقابل مشقّات و زحمات خویش در دنیا مكافات از اولاد بینند. پس باید اولاد در مقابل مشقّات و زحمات پدر و مادر خیرات و مبرّات نمایند و طلب عفو و غفران كنند."