تبليغاتX
خانواده بهائی

خانواده بهائی

تعالیم بهائی در مورد خانواده

 

خانواده بهائی

 

bahai family

 

یكی از وجوه تمایز و تفاوت شدید دنیای امروز از زمانهای گذشته فروپاشی زندگی های مشترك و حیات خانواده است. در اروپا و آمریكای شمالی، هر دهه از نیم قرن گذشته شاهد ازدواج افراد كمتری بوده و اكثر كسانی كه ازدواج می كنند بعدها به طلاق و جدایی روی می آورند. به نظر می رسد خانواده به عنوان واحد اساسی و بنیادی اجتماع در خطر نابودی قرار گرفته است. ترتیبات مختلف و متنوّع اجتماعی، بخصوص خانواده هایی كه دارای فقط پدر یا مادر هستند، در حال جایگزین شدن به جای خانواده است.

 

تعالیم بهائی برای خانواده به عنوان شالوده و بنیان پیشرفت روحانی فرد و نیز اساس و مبنای ثبات و ترقّی جامعه اهمیت زیادی قائل است. این بدان علّت است كه خانواده می تواند در محیطی روحانی، مسالمت آمیز و سازگار به پرورش و تعلیم كودكان بپردازد. در امر بهائی به موضوع تعلیم و تربیت اهمیت بسیار زیادی داده شده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 18:1  توسط Spring  | 

 

بیانات حضرت عبدالبهاء در مورد خانواده بهائی

 

حضرت عبدالببهاء

 

" زن و شوهر بايد معلومات خود و استعدادات خود و جسم و جان خود را در مرحله اوّل بحضرت بهاءاللّه و سپس بيکديگر نثار نمايند . بايد افکارشان عالی و آمالشان نورانی و قلوبشان روحانی و ارواحشان مطلع انوار شمس حقيقت باشد . نبايد بجهت اتّفاقات و تصادفات فانی اين زندگی تغيير پذير نسبت بهم بدبين شوند و خُلق تنگی نمايند . قلوبشان بايد وسيع و منشرح و بوسعت جهان الهی باشد . هروقت اختلاف نظری بين ايشان توليد شود بايد بمنتهی درجه سعی نمايند که آنرا بين خود حلّ کنند و نگذارند خبر آن بخارج سرايت کند زيرا مردم مستعد هستند که ذرّه صغير را جبل کبير نمايند و نيز هرگاه بعلّت پيش آمدی رنجشی از يکديگر حاصل نمودند نبايد آنرا در دل نگاهدارند بلکه بالطّبع بايد آنرا برای يکديگر شرح و توضيح دهند و کوشش کنند هر چه زودتر اين نفاق و کدورت برطرف شود . بايد يگانگی و ياری را بر حسادت و ريا ترجيح دهند و مانند دو آئينه صافی باشند تا انوار ستارگان محبّت و جمال را در يکديگر منعکس سازند .

 

شما بايد تصوّرات و افکار عالی و آسمانی خود را بيکديگر بگوئيد هيچ امر مخفی در بين خود نداشته باشيد . خانه خود را محلّ راحتی و صفا نمائيد . مهمان نواز باشيد و درِ منزل خود را بروی آشنا و بيگانه باز گذاريد . هر تازه واردی را با روئی متبسّم استقبال کنيد و خوش آمد گوئيد و طوری با ايشان رفتار نمائيد که احساس کنند که در خانه من هستند .

 

خداوند چنان اتّحاد و اتّفاقی بين زن و شوهر خلق نموده است که هيچکس نميتواند در اين دنيا بالاتر از اين اتّحادی را تصوّر کند . شما بايد دائماً شجر الفت و اتّحاد خود را با آب علاقه و محبّت آبياری نمائيد تا در تمام فصول زندگانی سر سبز و خرّم ماند وشيرين ترين اثمار را برای شفای آلام ملل و اقوام ببار آورد . خلاصه شما دو نفر بايد طوری  زندگانی نمائيد که خانه شما جلوه ای از ملکوت ابهی شود تا هر کس قدم گذارد روح صفا و نزهت را احساس نمايد و بی اختيار فرياد برآورد که اينجا خانه محبّت است اينجا کاخ محبّت است اينجا آشيانه  محبّت است اينجا گلستان محبّت است و شما دو نفر چون دو طير خوش خوان بايد بر روی بلندترين شاخه های شجر حيات بنشينيد و فضا را مملو از نغمات عشق و سرور کنيد . تا آنجا که ميتوانيد سعی نمائيد اساس محبّت خود را در روح و وجدان خويش مستقرّ نگذاريد که اين اساس متزلزل گردد.

 

وقتی که خداوند بشما اطفال شيرين و نازنين عطا ميکند خود را وقف تربيت و تعليم ايشان نمائيد تا گلهای جاودانی گلزار الهی و بلبلان خوش الحان بهشت آسمانی گردند و خادمان عالَم انسانی و اثمار شجر زندگانی شوند .

 

در زندگانی چنان مشي و سلوک نمائيد که ديگران آنرا نمونه و سرمشق گيرند و با يکديگر بگويند که ببين چگونه ايشان چون دو کبوتر با عشق و اتّحاد و توافق کامل در يک آشيانه مقرّ يافته اند گوئی که خداوند حقيقت وجودشان را از ازل برای دوست داشتن يکديگر سرشته است . وقتی که چنين حالتی وجود داشت و چنين آمال و هدفهائی اختيار شد آنوقت از حيات جاودانی سهم بزرگی نصيب برده ايد و از سرچشمه حقيقت نوشيده ايد و ايّام خود را در بهشت شکوه و جلال در جمع آوری ازهار اسرار الهی صرف نموده ايد . نسبت بيکديگر چون عاشقان الهی و حبيبان معنوی باشيد . حيات خود را در بهشت محبّت بگذرانيد . آشيانهء خود را بر روی شاخه های پُر برگ شجر محبّت بنا کنيد .  در فضای با صفای محبّت پرواز کنيد . در بحر بيکران محبّت شنا کنيد . در گلزار جاودان محبّت مشی کنيد . ذر ظلّ اشعَه تابان شمس محبّت حرکت کنيد . در طريق محبّت ثابت و مستقيم باشيد . مشام خود را با نفحه  جانبخش ازهار محبّت معطّر کنيد . گوشهای خود را بآهنگهای روح نواز محبّت آشنا کنيد . از شراب محبّت بنوشيد .  سرمست شويد . بگذاريد تا آمال و افکار شما چون دسته ای از گُلهای محبّت و سخنان شما چون بحر محبّت باشد."

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 18:0  توسط Spring  | 

 

ازدواج

 

marriage 

مانند بسیاری از سایر وجوه و جنبه های امر بهائی، ازدواج دارای دو جنبه جسمانی و روحانی شمرده می شود. حضرت عبدالبهاء می فرمایند، "عقد بهائی ارتباط بین طرفین است و تعلّق خاطر بین جهتین." جنبه های روحانی این اتّحاد به مراتب مهم تر از اتّحاد جسمانی است.

 

                " در میان خلق ازدواج عبارت از ارتباط جسمانیست و این اتّحاد و اتّفاق موقّتست، زیرا فرقت جسانی عاقبت مقرّر و محتوم است. ولكن ازدواج اهل بهاء باید ارتباط جسمانی و روحانی هر دو باشد، زیرا هر دو سرمست یك جامند و منجذب به یك طلعت بی مثال، زنده به یك روحند و روشن از یك انوار. این روابطِ روحانیه است و اتّحاد ابدیست؛ و همچنین در عالم جسمانی نیز ارتباط محكم متین دارند؛ ارتباط و اتّحاد و اتّفاق چون از حیثیت روح و جسم هر دو باشد آن وحدتِ حقیقی است. لهذا ابدیست. امّا اگر اتّحاد مجرّد از حیثیت جسم باشد، البتّه موقّتست و عاقبت مفارقت محقّق. "

 

همچنین، حضرت شوقی افندی مرقوم می فرمایند كه اگر چه جنبه روابط جنسی ازدواج بی اهمیت نیست، امّا جنبه روحانی آن مهم تر است:

 

                "حضرت بهاءاللّه جمیع نفوس را به ازدواج به عنوان یك طریق طبیعی و مشروع زندگی تشویق و توصیه فرموده اند. امّا آن حضرت بر ماهیت روحانی آن نیز شدیداً تأكید فرموده اند. این ماهیت روحانی، اگر چه مانع یك زندگی جسمانی عادّی نیست، امّا اساسی ترین و ضروری ترین جنبه ازدواج می باشد. این نكته كه دو شخص باید در نهایت محبّت و اتّفاق زندگی كنند به مراتب مهم تر از آن است كه وجود آنها مملو از شور و شوق انجذاب جسمانی نسبت به یكدیگر باشد. یكی از آنها صخره ای عظیم از قدرت و توان است كه در زمان نیاز می توان به آن اتّكاء نمود و دیگری امری كاملاً موقّتی است كه هر لحظه ممكن است زائل شود و نابود گردد. "

 

حضرت عبدالبهاء می فرمایند اگر زوجین در وصول به این مرحله اتّفاق روحانی توفیق یابند، در این صورت در زندگی مشترك خود سعادتمند خواهند بود والاّ مشكلات بسیار رخ خواهد گشود:

 

                "خداوند... زن و مرد را آفریده كه با یكدیگر در نهایت الفت آمیزش نمایند و زندگانی كنند و حكم یك جان داشته باشند. زن و مرد دو رفیق و انیس هستند كه باید در غم یكدیگر شریك باشند. چون چنین باشند در نهایت خوشی و شادمانی و آسایش دل و جان در این جهان زندگی كنند و در ملكوت آسمانی مظهر الطاف الهی گردند والاّ در غایت تلخی عمر بسر بَرَند و هر دم آرزوی مردن نمایند و در جهان آسمانی نیز شرمسار باشند. پس بكوشید كه با یكدیگر مانند دو كبوتر در آشیان آمیزش دل و جان نمائید. اینست خوشبختی در دو جهان. "

 

زن و شوهر تشویق می شوند كه، "نهایت دقّت نمایند و بر اخلاق همدیگر واقف شوند... مقصد الفت و رفاقت و وحدت و حیات سرمدی باشد." بنابراین، اوّلین هدف در ازدواج بهائی رسیدن به مرحله رفاقت و وحدت روحانی است.

جدائی و طلاق، اگر چه حضرت بهاءاللّه آن را مجاز شمرده اند، امّا قویاً با آن مخالفت شده است، "در واقع، پروردگار پیوستگی و اتّفاق را دوست می دارد و از جدائی و طلاق بیزار است." وحدت خانواده یك وجه اساسی و جنبه بنیادی وحدت جامعه است كه ایجاد آن مقصودِ حضرت بهاءاللّه است . بنابراین آثار مقدّسه امر بهائی طلاق را به عنوان عاملی كه به فروپاشی جامعه و از هم پاشیدن حیات خانواده منجر می شود مورد ملامت قرار می دهند، چه كه حیات خانواده برای پرورش موفقیت آمیز كودكان بسیار ضروری است. بنابراین آن را به عنوان "آخرین راه چاره" در نظر بگیرند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 17:59  توسط Spring  | 

 

اطفال و حیات خانواده

 

اطفال و حیات خانواده

 

امر بهائی چنین تعلیم می دهد كه اگر زن و شوهر در ازدواجی روحانی و جسمانی كاملاً متّحد باشند، نتایج عظیمی از آن ازدواج می تواند حاصل گردد. مهم ترین نتیجه ای كه به دست می آید پرورش فرزندان است:

 

" به این ترتیب زن و شوهر مانند یك شخصِ واحد با یكدیگر پیوند محبّت می بندند، اتّحاد و اتّفاق می یابند. در اثر محبّت، رفاقت و اتّحاد متقابل نتایج عظیمه روحانی و جسمانی در این جهان حاصل می شود. نتیجه روحانی ظهور بركات الهی و فیوضات سمای است. نتیجه مادّی فرزندانی هستند كه در مهد محبّت اللّه متولّد می شوند... این اطفال همان نفوسی هستند كه حضرت مسیح فرمود، "واقعاً اینها اطفال ملكوت هستند."

 

 اوّلین كسی كه تماس مداوم با طفل دارد معمولاً مادر است. در عین حال كه ضوابط و معیارهای معینی، مانند این نكته كه مادران "اوّل مربّی اطفال" و پدران دارای مسئولیت "تأمین نیازها و حمایت از خانواده" هستند، در امر بهائی مورد تأیید قرار گرفته، در نظر نیست كه این موارد بدون انعطاف عملی گردد. ممكن است در خانواده ای مادر خانواده به كسب درآمد بپردازد و پدر به نگهداری از اطفال مشغول شود. به هر حال، مسئولیت تربیت اطفال با هر دو نفر است. تعیین بهترین راه ایفای مسئولیت به عهده زن و شوهر است. جدّی بودن این مسئولیت می تواند به این معنی باشد كه سایر فعالیت ها را باید برای ایفای بهتر این وظیفه فدا كرد.

 

تعالیم بهائی بیان می كنند كه مهم ترین وظیفه برای والدین به وجود آوردن فضایی از محبّت و وحدت در خانه است. در این فضا است كه هر فردی، چه والدین چه اطفال، بهتر می توانند در پرورش و ترقّی خود توفیق یابند:

 

" ملاحظه نمائید چون اتّحاد و اتّفاق در میان خاندانی واقع شود چه قدر امور سهل و آسان گردد و چه قدر ترقّی و علویت حاصل شود، امور منتظم گردد و راحت و آسایش میسّر شود، خاندان محفوظ ماند، مقام محفوظ شود، سبب غبطه عموم گردد و روز بروز بر علویت و عزّت ابدیه بیفزاید. "

 

ا ین نكته نیز حائز كمال اهمیت است كه خودِ والدین نمونه و سرمشقی برای رفتار، اخلاقیات و ارزشهایی شوند كه به اطفال خود می آموزند، زیرا اطفال با توجّه به سرمشق و الگو به مراتب بیشتر از حرف و سخن یاد می گیرند. اگر والدین بخواهند فرزندانشان راستگو باشند، در این صورت خود آنها باید صادق باشند؛ اگر میل دارند فرزندانشان نژادپرست نباشند ، در این صورت خودشان نباید كوچكترین اثری از نژادپرستی در وجودشان باشد؛ اگر آرزو دارند فرزندانشان برابری زن و مرد را باور داشته باشند در این صورت پدر و مادر باید در رفتار با یكدیگر این مساوات را نشان دهند.

 

 ساختار و تركیب دقیق گروه خانوادگی در آثار بهائی تعیین و تجویز نشده است. در این صورت می تواند یك "خانواده هسته ای" باشد یا شامل اعضاء "خانواده گسترده" گردد. در تعالیم بهائی بر جریانات و روابط داخل واحد خانواده تأكید شده است.

 

روابط داخل خانواده باید آنچه را كه معیار ارتباط در جامعه بهائی تلقّی می شود، منعكس كند، یعنی حاكی از آن باشد كه، "سلطه استبدادی نیست بلكه كروح متواضع رفاقت و برادری است، جبر و عُنف نیست بلكه شوری است از روی محبّت و توأم با صراحت." به نقش مشورت اهمّیت زیادی داده شده است، چه برای حلّ مسائل و اختلافاتی باشد كه بین زن و شوهر ممكن است ایجاد شود یا بین والدین و فرزندان، و همچنین به عنوان تعلیم و تربیت اجتماعی فرزندان نیز واجد اهمّیت است.

 

 به هر شخصی در خانواده باید به عنوان یك فرد احترام گذاشت و محبّت و فضای رشد و توسعه را برای او فراهم نمود:

 

" تمامیت و جامعیت روابط عائله بایستی پیوسته مورد توجّه دقیق قرار گیرد و حقوق و شئون اعضاء كلّ محترم و محفوظ باقی مانّد. حقوق فرزند، حقوق پدر و مادر، هیچیك از آنها نباید پایمال شود و معرض تخطّی و تجاوز واقع گردد و در عین حال هیچیك نباید جنبه انفرادی و مطلق اختیار نماید. همانطور كه فرزند نسبت به پدر خویش دارای پاره ای تعهّدات است، پدر نیز بهمان قرار صاحب وظائفی است كه باید در حقّ فرزند مُجری دارد. مادر، خواهر و دیگر اعضاء عائله نیز هر یك دارای حدود و مقامات مخصوصه اند. جمیع این حدود و مشخّصات بایستی مورد احترام واقع گردد و در عین حال وحدت و یگانگی خانواده محفوظ و لَن یتغیر باقی مانَد. ناراحتی هر یك باید ناراحتی عموم تصوّر شود و راحت و آسایش هر عضو راحت و آسایش اعضاء دیگر و بالاخره اعتلاء و افتخار هر فرد اعتلاء و افتخار سایر افراد تلقّی گردد. "

 

 به همین ترتیب، خشونت، بدگویی و تحقیر نسبت به شوهر، زن یا اطفال نمی تواند به عنوان بخشی از حیات خانواده قابل قبول باشد. حضرت عبدالبهاء تنبیه بدنی اطفال را منع می فرمایند.

 

اطفال نیز به نوبه خود هدایت می شوند كه به والدین خود احترام بگذارند و مطیعِ آنها باشند، همچنین برای آنچه كه جهت آنها انجام شده سپاس و تقدیر خود را نشان دهند:

 

"همچنین پدر و مادر نهایت تعب و مشقّت بجهت اولاد كشند و اكثر چون بسنّ رشد رسند پدر و مادر بجهان دیگر شتابند. نادراً واقع كه پدر و مادر در مقابل مشقّات و زحمات خویش در دنیا مكافات از اولاد بینند. پس باید اولاد در مقابل مشقّات و زحمات پدر و مادر خیرات و مبرّات نمایند و طلب عفو و غفران كنند."

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 17:58  توسط Spring  | 

 

تعلیم و تربیت

 

 بهائیانرا اعتقاد بر این است كه اوّل وظیفه و عملكرد ازدواج تولید فرزندان، تعلیم و تربیت آنان است به طوری كه از لحاظ اخلاقی روحانی پرورش یابند و افرادی گردند كه خود از لحاظ روحانی راضی باشند و اعضائی مفید از برای جامعه شوند:

 

" باری مقصود این است كه تربیت از اعظم اوامر حضرت احدیت است و تأثیرش تأثیر آفتاب در شجر و ثمر. اطفال را بسیار باید مواظبت و محافظت و تربیت نمود. این است حقیقت و شفقتِ پدر و مادر. والاّ علفِ خودرو گردند... خیر و شرّ ندانند و فضائل را از رذائل تمیز نتوانند. مربّای غرور گردند... لهذا جمیع اطفال نورسیدگان باغ محبّت اللّه را كمال مواظبت و تربیت لازم. "

 

این وظیفه آنقدر اهمیت دارد كه حضرت بهاءاللّه آن را در حدّ عبادت خداوند ارتقاء می دهند، "این را بدانید كه در نزد یزدان اعظم پرستش و عبادت تربیت كودكانست بآداب كمال انسانیت و ثوابی اعظم از این تصوّر نتوان نمود."

 

بنابراین در تعالیم بهائی به تعلیم و تربیت بسیار اهمّیت داده شده است. وظیفه اساسی تعلیم و تربیت در بیان زیر كه از قلم حضرت بهاءاللّه نازل شده بیان گردیده است، "حضرت موجود می فرماید انسان را بمثابه معدن كه دارای احجار كریمه است مشاهده نما. بتربیت جواهر آن بعرصه شهود آید و عالم انسانی از آن منتفع گردد."

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 17:56  توسط Spring  | 

  

اهمیت تعلیم و تربیت

 

تعلیم و تربیت اطفال

 

" اسّ اساس سیئات نادانی و جهالت است، باید... تعلیم اخلاق كرد و روشنی بآفاق داد تا در دبستان انسانی تخلّق بأخلاقِ روحانی نمایند و یقین كنند كه هیچ جحیم و سعیری بدتر از خُلق و خوی سقیم نه... تا تربیت بدرجه رسد كه قطع حُلقوم گواراتر از كذبِ مشئوم شود... آتش غیرت برافروزد..."

 

" لهذا، باید مكتب اطفال بنهایت انتظام باشد، تعلیم و تعلّم محكم گردد و تهذیب و تعدیلِ اخلاق منتظم شود تا در صغرِ سن در حقیقتِ اطفال تأسیس الهی شود و بنیاد رحمانی بنیاد گردد."

 

" این مسئله تعلیم و تهذیب و تعدیل و تشویق و تحریص را بسیار مهمّ شمرید كه از اسّ اساس الهی است."

 

" تعلیم و تهذیب بعد از بلوغ بسیار دشوار شود. تجربه شده است كه نهایت سعی و كوشش را می نمایند تا خُلقی از اخلاقِ نفسی را تبدیل كنند نمی شود. اگر الیوم اندكی متنبّه گرد بعد از ایامی معدود فراموش كند و بر حالتی كه معتاد و خوی نموده راجع شود. پس باید از طفولیت این اساس متین را بنهند زیرا تا شاخ تازه و تر است بكمال سهولت مستقیم و راست گردد." (منتخبات مكاتیب حضرت عبدالبهاء، ص134-132)

 

 

  بنابراین، هر كودك به طور بالقوّه برای عالم بشری منافع بسیار دارد؛ البتّه می توان به طور بالقوّه ضرر و زیان بسیار نیز داشته باشد. هدف از تعلیم و تربیت اطفال پرورش افرادی است به شخصیت و خصوصیات خویش جهان را بهبود خواهند بخشید:

 

" تعلیم اطفال و پرورش كودكان اعظم مناقب عالم انسان... زیرا اسّ اساس فضائل عالم انسانیست و سبب تدرّج باوج عزّت جاودانی... زیرا حقیقت انسانیه خطّ فاصل بین الظّل و النّور ... است. هر طفلی ممكن است سبب نورانیت عالم گردد و یا سبب ظلمانیت آفاق شود. لهذا، باید مسئله تربیت را بسیار مهمّ شمرد و اطفال را از كودكی از پستان محبّت اللّه شیر داد و در آغوش معرفت اللّه تربیت نمود تا نورانی گردند، رحمانی شوند، علم و دانش آموزند و خُلق و خوی فرشتگان یابند."

 

 حضرت عبدالبهاء به این دلایل است كه می فرمایند كه اگر در این مورد همّت عظیم مبذول شود موجب تحوّلی مثبت و مطلوب در عالم بشری گردد.

در بسیاری از جوامع این اندیشه پدید آمده و رشد كرده كه جریان تعلیم و تربیت از جمله مسئولیتهای مدارس است. امّا، طبق تعالیم بهائی، جریان تعلیم و تربیت از زمان تولّد طفل شروع می شود. از لحاظی حتّی قبل از آن آغاز می گردد، زیرا در آثار بهائی مكرّراً اهمّیت تعلیم و تربیت دختران مورد تأكید قرار گرفته است، زیرا آنها اوّلین مربّی نسل آینده اطفال خواهند بود. به این ترتیب مادر (و پدر) حتّی قبل از تولّد فرزندانشان باید خود را برای تربیت آنها آماده كنند.

اولین مراحل تربیت را فرزند در خانه می گذرانَد و اوّلین سالهای زندگی از همه مهم تر است: "طفل مانند شاخه سبز و تر هر طور تربیت شود نشو و نما نماید؛ اگر تربیت راست، راست شود و اگر كج، كج شود و تا نهایت عمر بر این منهج سلوك نماید."

 

حضرت عبدالبهاء توصیه می فرمایند كه به اطفال، در اوّلین سالهای زندگی، مناجات آموخته شود و بر رفتار و شخصیت او تأكید گردد:

 

" در خصوص تربیتِ اطفال، امّهات باید نهایت اهمّیت بدهند... پس امّهات باید طفلان خردسال را مانند نهالها كه باغبان می پرورد پرورش دهند، شب و روز بكوشند كه در اطفال ایمان و ایقان... و محبّت دلبر آفاق و فضائل اخلاق و حُسن صفات تأسّس یابد. مادر اگر از طفل حركت ممدوحی بیند ستایش كند و تحسین نماید و تطییبِ خاطر طفل كند و اگر ادنی حركت بی فائده صدور یابد طفل را نصیحت كند و عتاب نماید و به وسائط معقوله حتّی زجر لسانی جزئی اگر لازم باشد مُجری دارد، ولی ضرب و شتم ابداً جائز نیست، زیرا بكلّی اخلاق اطفال از ضرب و شتم مذموم گردد. "

 

بعد از چند سالی، كودكان باید به مدرسه فرستاده شوند. در مدرسه به كسب دانشِ لازم می پردازند كه آنها را قادر به مشاركت كامل در امور اجتماع می نماید. حضرت عبدالبهاء می فرمایند كه تربیت سه قِسم است. اوّل تربیت جسمانی است كه فرد را قادر به ادامه زندگی و بقای نفس می نماید. دومین مورد مربوط به شركت و استفاده از ثمرات مدنیت بشری، فنون، علوم، امور اداری و غیره می نماید. مورد سوم عبارت از تربیت روحانی است كه باعث می شود فرد به كسب فضائل بپردازد و بنابراین برای این كه فرد به یك انسان كامل تبدیل شود برای او لازم است. متأسّفانه در دنیای امروز، فقط دو مورد اوّل در مدارس مورد توجّه واقع می شون